تبليغاتX
نیمه شب

Midnight 166

هر لحظه به تو می گویم دوستت دارم
تا بدانی تنها با نفس های تو زنده ام

....................................

+ دهم خرداد ، با دختر مهربانی عقد کردم
که قراره خوشبختی واقعی را با عزیزم لمس کنم
سرنوشت من اینگونه رقم خورد
که در ۲۸ سالگی با توکل به خدای مهربان
زندگی جدیدم را آغاز کنم
به راستی که برای تازه شدن دیر نیست....

88/03/21.... Reza Mahoory | 

Midnight 165

در نگاهت
مهربانی زیباست
حرف هایت
بوی پاک عشق می دهد
دست هایت
لطافت تمام روشنایی هاست
و لبانت ، مرا به عمق وجودت می رساند

88/03/18.... Reza Mahoory | 

Midnight 164

عاشقانه هایم برای تو....

لحظه ها شکوفه می زنند
انگار که هر ثانیه آغاز بهاری است
برای رسیدن به " تو "

88/02/19.... Reza Mahoory | 

Midnight 163

امروز جای بوسه ام
بر روی گونه ات
خالی بود

88/02/14.... Reza Mahoory | 

Midnight 162

در افقی سرد
به حجم غرور تو می اندیشم
می دانم یک شب تلخ باز خواهی گشت
که دیگر نشانی از قلب من نیست

88/01/20.... Reza Mahoory | 

Midnight 161

دوباره تکرار می شود تازه شدن....

زمین لبخند می زند
و عطر شکوفه های بهاری
مهربانی را در فضا پر کرده است

88/01/01.... Reza Mahoory | 

Midnight 160

حال من خوب است
وقتی هنوز در نگاهم " تو " دیده می شوی
من آرام هستم 
وقتی دیگر حسرت نبودنت را نمی کشم

....................................

+ سال نو مبارک
از صمیم قلب دعا می کنم
سال خوبی برای همه ی شما عزیزان باشد

87/12/28.... Reza Mahoory | 

Midnight 159

حال خوبی نیست
وقتی عنکبوتی بر روی نگاهم قدم می زند

..............................................

+ دو سال از زندگی مجازی من گذشت
نیمه شب عزیزم تولدت مبارک

87/12/22.... Reza Mahoory | 

Midnight 158

خاطراتم بوی کهنگی می دهند
چشم هایم تازگی نگاهت را دیگر نمی بیند
و لحظه ها آرام آرام به خواب ابدی می روند
تا دیگر نه تو باشی نه من

87/12/18.... Reza Mahoory | 

Midnight 157

حرف هایم
تنها واژه های جا مانده از تنهایی است
پس هیچ نمی گویم
تا آزرده خاطر نشوی

87/12/10.... Reza Mahoory | 

Midnight 156

بادهای ناآرام روحم را زخم می زنند
کسی نمی داند
این روزها
من در عبور لحظه های سرد
گم شده ام....

87/12/07.... Reza Mahoory | 

Midnight 155

من در عمق خاموشی ها
به خواب رفته ام
دیگر نمی شود فصل ها را دید
و بوی نم را احساس کرد
نمی شود آرام بیدار شد
و به فردایی تازه فکر کرد
من در عمق خاموشی ها
به خواب رفته ام

87/11/16.... Reza Mahoory | 

Midnight 154

آسمان صاف است....
آسمان چه می داند
برگ ها زرد است
کلاغ ها خسته
و من عابری تنها
در زیر آخرین سایه‌
این زمین خاک خورده ام

87/10/17.... Reza Mahoory | 

Midnight 153

لبخند های تو
خاکستر می شوند
و بوسه های من
خالی از انتظار
دیگر برای با تو بودن
لحظه ها را نمی خواهم

87/10/09.... Reza Mahoory | 

Midnight 152

گاهی از خیال تو دور می شوم
و گاهی غرق در خیال تو
مسـت بوسه های پیاپی می شوم
گاهی در حضور تو
سرد می شوم
و گاهی
محو دیدن تو می شوم

87/10/07.... Reza Mahoory | 

Midnight 151

لبخندهایت را دوست دارم
وقتی در سیاهی لحظه ها
آرام می سازد دلتنگی هایم را

87/10/01.... Reza Mahoory | 

Midnight 150

خیالم رنگ پاییز می گیرد
و ذره ذره ، تمام وجودم
در پاییز غرق می شود
من حجم این همه سردی را
از خودخواهی تو می بینم

87/09/12.... Reza Mahoory | 

Midnight 149

یک سال دیگر هم گذشت
با شمیم دلنواز نیمه شب ها....
و اکنون آغازی دوباره
در تولدی دیگر 
برای شروعی تازه

87/09/05.... Reza Mahoory | 

Midnight 148

من
به پایان دلتنگی می اندیشم
آن نهایتی
که همیشه تو را خواهم داشت

87/09/03.... Reza Mahoory | 

Midnight 147

من بی آنکه بدانم
تسخیر روحی سرد شده ام
من خسته از حرفهای عاشقی
و یادهای با تو بودنم

87/08/27.... Reza Mahoory | 

Midnight 146

لحظه ها
تنهایی را صدا می زنند
و من
در اوج خواستن
از تو دور می شوم

87/08/26.... Reza Mahoory | 

Midnight 145

یک روز
یک شب
و ماه ها انتظار برای تو....
دیگر هیچ زنگی به صدا در نمی آید

87/08/25.... Reza Mahoory | 

Midnight 144

ابرها می آیند
آسمان غمگین می شود
شاید امشب....
دل من آرام گریه کند

87/08/15.... Reza Mahoory | 

Midnight 143

محکم بگیر دستم را
و احساسم را لحظه ای باور کن
همین یک لحظه
رسیدن به تو غنیمت است

87/08/13.... Reza Mahoory | 

Midnight 142

بوسه ای می خواهم
تا دوباره با تو تازه شوم

87/08/13.... Reza Mahoory | 

Midnight 141

سرد است....
آنقدر سرد که دیگر گرمی نگاهی
آرام نمی کند مرا

87/08/13.... Reza Mahoory | 

Midnight 140

اینجا هیچ صدایی نمی آید
بخواب آرام ، عروسک کوچک من

87/08/13.... Reza Mahoory | 

Midnight 139

می روم
تا بر روی فرش ابرها گریه کنم....
امشب آسمان
هوای پاییزی دارد
و بوی نم
خانه ی دلم را نوازش می دهد

87/08/05.... Reza Mahoory | 

Midnight 138

اگر عاشقی نبود
تو هم نبودی
و من در این وادی سرد و بی روح
تنها بهانه ای
برای گریه ی زندگی ام بودم

87/08/05.... Reza Mahoory | 

Midnight 137

من تمام احساسم را
در این نیمه شب خسته
به گریه های بی امان داده ام 

87/08/05.... Reza Mahoory |